واژه هایم خسته اند
واژه هایم خسته اند و اگر واژه ی دل نواز و زلال نام تو نباشد،نمی توانم شبیه باران بشوم و تن از خستگی برهانم وقتی حضور داری در خلوت کوچک من،
وقتی تو دست های ساکتم را از سمفونی باران می انباری، وقتی دل ناموزون مرا به آهنگی اصیل می خوانی، احساس می کنم گوش جهان آغشته به صدای ترنم تو است و من می توانم ، می توانم با رگه های نور و صدا ریسمانی بسازم تا مرا به هر آنچه که می خواهم برسانند به تو !
کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :واژه هایم خسته اند
