نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠

UP جدید* 90/11/27

هوا کم است

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نهاینکه مرا شعر تازه نیست

من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

دریا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز

من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست

با او چه خوب می شود از حال خویش گفت

دریا که از اهالی این روزگارنیست

امشب ولی هوای جنون موج میزند

دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست

ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین

دریا هم اینچنین که منم بردبار نیست




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :هوا کم است و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین و کلمات کليدي :پشت نقاب شب




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩

هوا کم است

خون هر آن غزل که نگفتم بپای تست

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
 
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست
 
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

دریا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز

من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست
 
با او چه خوب می شود از حال خویش گفت

دریا که از اهالی این روزگارنیست

امشب ولی هوای جنون موج میزند

دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست
 
ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین

دریا هم اینچنین که منم بردبار نیست




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :هوا کم است




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩

هوا کم است

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من ؛نه اینکه مرا شکل تازه نیست

من از تو مینویسم و کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست

در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیه غزلهای من شود

چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی تو را کنار خود احساس می کنم

اما چقدر دلخوشی خوابها کم است

خون هرآن غزل که نگفتم به پای توست

آیا هنوز آمدنت را بهار کم است؟!




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :هوا کم است