نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧

میان گریه هایم

در میان گریه هایم ، همچو یک شمع مذابم

در میان آرزو ها ، چون کویری در سرابم

چشمه ای خشکیده ، از امواج آبم

من سرودی در گلو ، بگرفته از غم

تار رنجم ، من ، ربابم

من چو قانوسی

به تاق بی کسی

ما’وا گرفتم

شمع بی نورم، که در فانوس جانم

جا گرفتم!

قوی تنهایم ، که در تنهائی خود

رفته ام از یاد یاران ، دیر سالی

مرغ غم در جان من

خوش کرده منزل

وای بر من ، وای بر دل!

من چو فانوسی به تاق بی کسی ما’وا گرفتم

شمع بی نورم که در فانوس جانم ، جا گرفتم

قوی تنهایم ، که در تنهائی خود

رفته ام از یاد یاران .... دیر سالی

مرغ غم در جان من خوش کرده منزل

وای بر من وای بر دل




کلمات کليدي :میان گریه هایم