نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸

زندگی _ 9

زندگی آن چرخونکی است که گاهی لجبازی‌اش می‌گیرد و می‌گوید بچرخ تا بچرخیم. و

آن‌روز است که مهلت ماندن تمام شده و باید برویم اما کسی که منتظرش بودیم نیامده

است! زندگی شاید آن‌روزی است که پدری کمک حال دیگران است و اهالی محل اسمش

را به خیر می‌شناسند اما هر زمان که به خانه می‌آمد گویی مایحتاج خانه را جایی دیگر

جا گذاشته است نه تنها برای بچه‌هایش نیازمندی‌هایشان را نخریده است بلکه هرچه

بار خنده و شادی را بیرون خانه جا گذاشته و با کوله باری از زورگویی و دستی خالی به

خانه آمده است. یا که نه شاید آن روزی است که بعضی از پدرها فهمیدند که

سختی‌های زندگی و پول در آوردن همه چیز زندگی نیست، در واقع اگر مهر و محبتی

نباشد، مداوم حرف از سختی‌های زندگی زدن ریگی است به کفش اعضای خانواده.




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :زندگی 9