دم دمک
من از اشک دو دیده شیره جان
سر و دست و دوپاهایت بشویم
نگاه شوق چشمانی خمارین
بسوی روی مهسایت بسویم
من ازهربوته زاری رنگ ومنظر
برای کاخ رؤیایت بپویم
ز آبر آسمان افسونترین پوش
برای قد رعنایت تنویم
و یا از بهترین گلهای عالم
فراوان در سراهایت برویم
گلان یا غنچه ها را عاشقانه
برای روح زیبایت بجویم
هزاران نغمه و شعر و ترانه
برای مقدم و آیت بگویم
به امیدی که تو آیی بپیشم
که تا از دم دمک هایت ببویم
شاکر شاهدی
