UP جدید* 90/11/01
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش
نه این صداقت حرفی
که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز
مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند
و فکر می کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد . . .
UP جدید* 90/10/06
دلم گرفته
پای پنجره نشستم کوچه خاکستریه باز زیر بارون
من چه دلتنگتم امروز انگار از همون روزهاست
حال وهوام رنگ توئه کوچه دلتنگ توئه
دلم گرفته دوباره هوای تو رو داره
چشمای خیسم واسه ی دیدنت بی قراره
این راه دورم خبر از دل من که نداره
آروم نداره یه نشونه می خوام واسه قلبم جز این نشونه
واسه چیزی دخیل نمی بندم این دل تنهام دوباره هوای تو رو داره
هوای شهرتو و بوی گل ها
پیچیده توی اتاقم مثل خواب
داره بدجوری غریبی میکنه آخه جز تو دردمو کی میدونه
دلم گرفته . . .
دلم گرفته
دلم گرفته
از تو , که دیگر شما هم نیستی
از این واژگان
که چه خیس , چه خشک
مانند مورچگان روی خطوطِ بی قرار دویدن
صف می کشند و تیر باران
دلم گرفته :
از هر چه تصویر جهان در چشمانت که خط خطی ست
دوست دارم
با " دوستت دارم "
سخیف ترین انشا را بنویسم و به تعداد نفر ها تکثیر
دوست دارم
از تمام سر بالائی ها پائین بدوم
از همه ی سرازیری ها صعود
نه!
این حادثه دل به پایان نمی دهد
بویِ تو در تویِ دهلیزهای قدیمی دارد و
عطشی بی انتها
سیرم از هر چه سراب و سرود آب
آبی که ابر و ابروی تو را می نوشد
چونان عابری که عبایش را دریده
برهنه بر جاده ی رسوائی اش
رد انگشتانش را حک می کند
کوزه ام را می شکنم
تا آب بداند
هم قد تشنگی ام نمی شود
