نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧

 ١٩ UP جدید* ١٣/٠٣/۸۷

 

حالا که پژمردم

از دست دادم...

از دست رفتم...

برایت میگویم از دردی که می آزردم

می نویسم برایت از دستی که با من بود و دلی که بی من

و نگاهی که غریبه شد با احساسم

حالا فقط یک خاطره دارم که هر شب تازه می کنمش

...کودکی...

اگر چه دلم برای تو و برای معصومیتی که از دست رفت تنگ شد

اما هنوز جای خالیه تو هست و هنوز هست دلی که بی تابی کند

برای نگاهت مهتاب من...

برایت مینویسم که بدانی اگر چه ورق نمی زنی خاطرات لحظه های با هم بودن را

اما من حتی هنوز هم که غبار گرفته تصویر تو درآیینه ی چشمانم باز هم

الفبای عشق را می خوانم و می نویسم و می گویم

دوستت دارم




کلمات کليدي :حالا که پژمردم