نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩

تو

منحنی قلب من، تابع ابروی توست

خط مجانب بر آن، کمند گیسوی توست

حد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاست

بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست

چون به عدد یک تویی من همه صفرها

آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست

پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو

بی تو وجودم بود یک سری واگرا

گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست

ناحیه همگراش دایره روی توست




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :تو و کلمات کليدي :پروفسور هشترودی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦

تو

نوشتن بهانه‌ای بود که تو را می‌سرود.

دیروز «من» مرد.

امروز واژه‌ها در شادی نبودنش،

تو را جشن می‌گیرند.

دیوارها، روزنامه‌ها، تابلوها، خیابان‌ها..

لبخندهایی که از پنجره‌ها بیرون می‌ریزند

احساس‌هایی که از حریم حجاب‌ها می‌گذرند

مهمانی خداحافظی؛

برای جنینی که هیچ وقت دنیا را کشف نکرد

بی‌گمان فردا هم از آن کسانی‌ است که دیروز را می‌خندیدند

و امروز با سکوت‌شان تا قله‌های خاکستری صعود می‌کنند.




کلمات کليدي :تو