نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸

٢٠ UP جدید* ٢٩/٠٩/۸٨

تسویه حساب با شرکت نفت

بعد از تقریبا" 19 ماه (دقیقتر بخوام بگم 1سال و 7 ماه و 20 روز) کارکردن در شرکت نفت بالاخره باهاشون تسویه حساب کردم و دیگه از اول برج تو شرکت نفت کار نمیکنم.

از یه بابت ناراحتم چون این اواخر جمع همکاران خیلی صمیمی بود و کم کم بهشون عادت کرده بودم از طرفی هم رئیس و معاونی داشتم که اگر حمایتها و دلگرمی آنها نبود شاید خیلی پیش تر از اینها من از شرکت نفت رفته بودم.

از طرفی هم خوشحالم بخاطر اینکه :

دیگر چشم در چشم مسئول امور اداری نخواهم شد. (کسی که فکر نمیکنم کسی در انبار نفت ازش خوشش بیاید)

دیگر چشم در چشم مسئول آشپزخانه نخواهم شد. (کسی که وقتی از غذایمان سوسک در آمد و اعتراض کردیم گفت ویتامین هست بخورینش)

دیگر چشم در چشم بعضی از کارمندان رسمی نخواهم شد. (کسانی که فکر میکنند از فضا آمده اند و حتی جواب سلام نیروهتی پیمانکاری را هم نمیدهند - شاید فکر میکنند جایشان را تنگ کرده بودیم)

دیگر چشم در چشم بعضی از همکاران سابقم نخواهم شد. (کسانی که یک جو غیرت در وجودشان نبود - بودند مردانی که وقایع شب گذشته خود با همسرانشان را با افتخار برای یکدیگر تعریف میکردند - بودند همکارانی زیر آب خانوادگی هم را میزدند - بودند همکارانی که یک ثانیه نمازشان قضا نمیشد اما انسانیت و شرف را به حتی 500 تومان میفرختند "همان رشوه" - بودند همکارانی که برای جلب نظر پیمانکار و برخی از روسا زیر آب همکار خود را بابت 20 ، 30 هزار تومان پاداش میزد و موارد بسیار دیگری که یادآوریش برایم زجر آور است)

دیگر چشم در چشم پیمانکار نخواهم شد. (نیازی به گفتن ندارد چون همه میشناسنش)

و خیلی های دیگر که ارزش گفتن ندارند.

این است شرکت نفت تبریز (انبار نفت)

در مقابل رئیس واحد حمل و نقل آقای محمد بشارتی و کارشناس واحد حمل و نقل و به عبارتی معاونت آقای مهدی صارمی واقعا" و الحق النصاف شخصیتهایی بینظیر و فوق العاده ای داشتند.

و همکاران عزیز و دوست داشتنی که مطمئنا" دلم برایشان تنگ خواهد شد.

آقایان : جعفرحسنپوری ، اکبر سلیمانی ، علی طالبی ، سجاد گلپسند ، علیرضا اسماعیلی ، یعقوب حیدر زاده ، اسد طالبی ، اکبر اسکندری ، محمد رضا اتابکی ، رسول انتخابی ، حسن علیزاده ، رسول قلیپور و یوسف صالح صفری

هر از گاهی هم انسانهای خوبی در شرکت نفت پیدا میشود.

و با تمام خاطرات خوب و بد تمام شد . . .

این است شرکت نفت تبریز (انبار نفت)

نکته : حکم استخدامم تو یکی از ادارات دولتی اومده حالا بعدا" میگم کجا . . .




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :تسویه حساب با شرکت نفت