نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٤

کوير تشنه ي عشق

در کوير تشنه ي عشق من آبي ترين ستاره ام را به تماشا نشسته ام

ديگر نمي خواهم جسدي را که در سردخانه ي قلبم به يادگار نگاه داشته ام

با خود حمل کنم .

هر کجا که ميروم ياد و خاطره اش آزارم ميدهد عذاب مي کشم.

هزاران بار خواسته ام اورا در گورستان ابدي دفن کنم اما......................

ولي هر بار که نگاهم به او مي افتد ناقوس دلم برمي آورد که دست نگه

دار.........

عقلم به من راه سلامت را مي نماياند اما دلم از روي آتش مي گذرد و مرا

مي سوزاند.

هميشه اوست که در من حرف آخر را مي زند و من به حکم او در اتش جهنم

عشق خاکستر مي شوم.