نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۸٥

گريه کن

گريه کن جداييا ما رو رها نمي کنن
 
آدما انگار براي ما دعا نمي کنن

گريه کن حالاحالا از هم بايد جدا باشيم

بشينيم منتظر معجزه ي خدا باشيم

گريه کن منم دارم مثل تو گريه مي کنم

به خداي آسمونامون گلايه مي کنم...

گريه کن واسه شبايي که بدون هم بوديم

 تنهايي ، براي سنگيني غصه کم بوديم...

گريه کن ، سبک ميشي ، روزاي خوب يادت مياد

گرچه تو تقويمامون نيستن اون روزا زياد

گريه کن براي قولي که بهش عمل نشد 

واسه مشکلاتي که ، بودش و هست و حل نشد

گريه کن واسه همه ، واسه خودت ، براي من
 
توي باروني ترين ثانيه حرفاتو بزن

گريه کن تا آينه شه ، باز اون چشاي روشنت

واسه موندن لازمه ، فداي گريه کردنت