نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٥

دوستت دارم

دوستت دارم

 اما نمي توانم بيانش کنم تو مثل سرابي يا نه ... بهتر بگويم مثل آب دريايي .

تشنگي را رفع نمي کني وقتي مي بينمت بيشتر دلم تنگت مي شود ... از

ديدنت سيرنمي شوم.

دوستت دارم تو هما ني که گفتي : دل مهربانت را در مقابل من به آهن به سنگ

بسپار و مرا به سرخي خون دل شقايق اما من جز به تو دل به کسي نمي دهم اين

دل فقط مال توست فقط دوستم بدار و ترکم نکن.

 روز رفتنت روز مرگ شقايق ..روز زردي دل سبز من است دوستت دارم تو هماني که

مي گفتي : من در عالم سرد خودم بايد آنقدر تنها بمانم و آنقدر تنها بگريم که تمام

نوشته هايم بوي باران بگيرد اما من مي گويم که سردي دلت را به من بسپار و گرمي

دل من از آن تو فقط بدان که با يک دل سبز دوستت دارم