نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٥

لاف عاشقي


آهاي تويي که ازاون مينويسي

بدون مرام اون ازجنس سنگِ

اوني که لاف عاشقي روميزد

ببين تنهام گذاشت باکلي نيرنگ

غريبي بي کسي انداره داره

آخه دل منم خدايي داره

يه گيتار شکسته هم دم من

يه کولي وغريب وبي نشونه

کسي که يه روز دلش بامن بود

ببين قلبش شده يه تيکه ازسنگ

يه گيتار شکسته هم دم من

يه کوليُ غريبُ بي نشونه

بريد بهش بگيد فرقي نداره

بخوادپيشم بمونه يا نَمونه