نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٥

کاش هیچ کس

کاش هیچ کس تنها نبود

کاش دیدنت رویا نبود

گفته بودی می مانم...

اما رفتی ......

و گفتی: اینجا جا نبود

من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو

ولی گویا بالی نبود!

یک نفر امد صدایم کردو رفت

با صدایش اشنایم کردورفت

پشت پرچین شقایق که رسید

ناگهان تنها رهایم کرد و رفت ....!