نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٥

ديده گانت را بگشا

نگاه کن ديده گانت را بگشا و ببين

در کدامين جا ي دنيا مي توان چنين نقاش ماهري را يافت

که غروب خورشيد رابه اين زيبايي قلم زند

در کجاي دنياميتوان باغباني بهاين زبردستي رايافت

که جنگل هاو گلهارا به اين زيبايي پرورش دهد

در کجاي اين زمين خاکي ميتوان شاعري به اين هنرمندي را يافت

که ترانه هاي باران را به اين زيبايي بسرايد

در کجاي اين زمين سبز مي توان موسيقيداني به اين هنرمندي را يافت

که موسيقي باد را با آهنگ شاخ وبرگ درختان بسازد

در کجاي اين کهکشان ميتوان معماري به اين زبردستي را يافت

که اين کره خاکي را به اين نظم و زيبايي معماري کند

 او کيست که از همهبرتري دارد

او کيست که تمام در ختان او را تعظيم مي کنند

او کيست که تمام مرغان عالم در تسبيح اويند

او کيست که تمام ابرهاي آسمان بهفرماناو درحرکتند

نمي دانم هر چه فکر ميکنم جز يک نفر کسي را پيدا نميکنم که تمام اين کارها را با

نيم نگاهي انجامدهد

آري فکر کنم که شما هم فهميد يد او کيست

او خداست خدايي که همه عاشقان عالم سعي مي کنند به اين معشوقه ي خود

نزديک شوند وذکر او گويند.

او خداي محمداست

اوخداي تمام عاشقان اين دنياست

اوست که مي افريند و مي ميراند