نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٥

خوب بينديش

شكوه هاي بي انتهاي ما آدمها ! چرا دنيا اينقدر به چشم ما سياه شده است ؟

 ميدانم ريشه همه اين دردها در ترس است ! ترس از دوست داشتن ...

ترس از دوست داشته شدن ....

ترس از انتهاي راه كه بي اعتبار شويم ...!

اما همه در بطن انديشه هاي خود آگاهند كه تا خطر نكنيم خود را نخواهيم

شناخت ...

راستي تا به حال فكر كرده اي كه دوست داشته شدن بسي سخت تر از دوست

داشتن است؟

براي خواهان يك دل زيبا شدن بايد زيبا باشي ... زيبايي كه دست خود آدم نيست !

لابد اين از مغزت خواهد گذشت ... اما از من كه بپرسي مي گويم هر آدمي يكي از

اجزاي صورتش زيباست ... براي دوست داشته شدن از آن مهمتر بايد بخشنده

باشي ...

قدرت بخشيدن يك لبخند ، يك اعجاز در زندگي تو به پا خواهد كرد ... حال با خود

بينديش آيا توان بخشيدن يك نگاه مستقيم ... يك تبسم شيرين را به آنكه دوستش

داشته اي داشته اي ؟!

خوب بينديش