نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٥

تقدير من

 

آيا اين تقدير من است؟ تا روزها در جاده دلتنگي بنشينم و افسوس دوري تو را

بخورم.

درختان جاده زندگيم در حا خشك شدن هستند.

افسوس كه تو ديگر در كنارم نيستي

افسوس كه سرنوشت براي ما جدايي را رقم زده .

افسوس كه هرچه بدوم و بدوم تو دور و دورتر ميشوي

گفتي ما بدون هم خوشبخت تريم اما.... اما خوشبختي من در با تو بودن بود

افسوس كه خوشي ها تمام شد

افسوس كه باهم بودن ها تمام شد

اما اگر تو بدون من خوشبختي دوري را تحمل ميكنم

من و تو دو خط موازي بوديم كه هرگز نقاشي پيدا نشد تا دو سر ما را عاشقانه

به هم برساند و تا آخر اين دنيا موازي خواهيم ماند.

لعنت به اين دنيا