نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ شهریور ۱۳۸٥

 لحظه ها رو با تو بودن

لحظه ها رو با تو بودن.در نگاه تو شكفتن

حس عشق و در تو ديدن.مثل روياي تو خوابِ

با تو رفتن با تو موندن.مثل قصه تو رو خوندن

تا هميشه تو رو خواستن مثل تشنگي ِ آبِ

اگه چشمات منو مي خواست. تو نگاه تو مي مردم

اگه دستات مال من بود.جون به دستات مي سپردم

اگه اسمم رو مي خوندي.ديگه از ياد نمي بردم

اگه با من تو مي موندي. همه دنيا رو مي بردم

بي تو اما سر سپردن.بي تو عشق تو بودن

تو غبار جاده موندن.بي تو خوبِ من محاله

بي تو حتي زنده بودن.بي هدف نفس كشيدن

تا ابد تو رو نديدن.واسه من رنج و عذابِ

اگه چشمات منو مي خواست .تو نگاه تو مي مردم

توي آسمون عشقم غير تو پرنده ايي نيست

روي خاموشي لبهام جز تو اسم ديگه ايي نيست

توي قلب من عزيزم هيچ كسي جايي نداره

دل عاشقم بجز تو هيچ كسي رو دوست نداره