نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٤

باور کنيد

اگر زندگي يك. پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستی

باشيد تا با او قسمت كنيد.
 
مهم نيست چند بهار در کنار هم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که

يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت:

کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه

ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم اي کاش با خاطره ها

زندگي نميکرديم.

هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر

دل شكستي هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا

ببيني كه چقدر دل بدست آوردی اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار

مي مانددوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر

چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون

بياي حتما رد پات باقي ميمونه.

باور کنيد ، نيروي آدمي ، بي کران است.

باور کنيد ،هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست

باور کنيد ،که از عشق آفريده شده ايد ، پس عشق را بيافرينيد.

باور کنيد ،خورشيد به خاطر شما ، طلوع مي کند.

باور کنيد ،خدا هيچگاه از بندگانش نااميد نمي شود ولي بندگان او چرا!

باور کنيد ، لايق بودن هستيد.

باور کنيد ، که اکنون مهم ترين لحظه است.

باور کنيد ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.

باور کنيد ، که شما هم مي توانيد

و تمام باورهاي خود را از ته دل باور کنيد تا زندگي ، شما را باور کند!