نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٤

هنوز بيداري بازم

ستاره هنوز بيداري بازم امشب خواب نداري
 
نكنه تو هم مثل من عاشقي چشم انتظاري
 
نكنه تو هم تو شبها خسته از غبار جاده
 
خواب مهتاب و ميبيني كه مياد پاي پياده
 
نكنه هجوم ابرا تو رو هم از ما بگيره
 
ستاره براي بودن ديگه فردا خيلي ديره
 
حالا كه خورشيد طلسم قلعه ي سنگي خوابه
 
تو نگو عشقا دروغه تو نگو دنيا سرابه
 
با كدوم بهونه بايد شب و از تو كوچه دزديد
 
گل سرخ عاشقي رو به غريبه ها نبخشيد
 
ستاره همه غروبم پيشكش ناز تو باشه
 
تو بمون تا چشماي من با سپيدي اشنا شه
 
من اگه اسير خاكم تو كه جات تو اسمونه
 
دل خوشم به اين كه هر شب توبياي رو بوم خونه
 
همنشين ابر و ماهي توي اون همه سياهي
 
نكنه اينقده دور شي كه ديگه منو نخواهي