نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ امرداد ۱۳۸٥

سرتا به پا سياه

سرتا به پا سياه ،چنان طا لع مني

پا تا بسرگناه ،ولي ...پاکدامني

اينسان که ميچکد نگهت بردو چشم من

فردا ميان شهر بپيچد که با مني

اين ديدگان تست که بر من گشاده است

يا پنجه ي خداست که بگشوده روزني ؟

همچون گلي که دوخته بر مخمل سياه

درجا مه ي سياه ، سزاوارديدني

رخشد بروي پيکر تو ،زير نورماه

گلبوسه هاي من ،که شکفته است برتني

همچون ستاره اي که تن از نور شسته است

درآسمان تيره ي اين جامه ،روشني

آگه !که رهگذار،نبيند دراين کنار

لب برلبي نشسته ودستي بگردني .