نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٥

دوستم داشته باش


دوستم داشته باش،

دوستم داشته باش،که تويي در نگهم، تو نوايم هستي.

دوستم داشته باش،چون تو را مي پويم، آسمان فرش من است.

رود سرمست من است.

من تو را مي جويم، با سر انگشت  دلم روح پر نقش تو را مي پويم.

شادم از اين پويش، مستم از اين خواهش.

آه، اگر پلک زنم،نکند محو شوي!

آه، اگر گريه کنم،نکند پرده اشک نقش زيبايت را اندکي تيره کند!

از رهي مي ترسم، که تو همراه نباشي با من

از شبي در خوفم، که صدايت برود، دور شود از گوشم.

آه، آن شب نرسد يا اگر خواست رسيد، من به آن شب نرسم.

که تو را مي خوانم، که تو را مي خواهم.