نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳۸٥

وقتي رفتي

وقتي رفتي باز هوا بد شد

روزگار از بدي بدتر شد

وقتي رفني آسمون تر شد

گريه ي ابرا بد ترشد

گلا پژمردن ، واي گلا مُردن

شاخه هاشون زير پا خم شد

ابرا باريدن ، دلا پوسيدن

قفس قناري تنگ تر شد

اين دلم مُرده ، دستمو خونده

صبح تا شب بهونه آورده

بي خبر مونده ، از همه رونده

قاصدک خبر نياورده

ديگه برگرد يار ، ديگه بس کن يار

اين دلم از غصه داغون شد

بي تو من خستم ، درها رو بستم

همه جا واسم يه زندون شد

وقتي  رفتي  باز هوا بد شد

روزگار از بدي بدتر شد

وقتي رفتي آسمون تر شد

گريه ي ابرا بد تر شد

ديگه برگرد يار ، ديگه بس کن يار

دل من از غصه داغون شد...