نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳۸٥

دلواپسي

از وقتي رفتي از پيشم يه کم واست دلواپسم

حالا گذشته ها گذشت ديگه بهت نمي رسم

ديگه گذشته خاطره نمونده حتي نفسي

نمونده حتي اسم من روي نگين يک کسي

مگه مي شه ستاره چيد از تو شب دلواپسي

ستاره مون شده حالا چشم و چراغ هر کسي

نه عشق مي خوام نه خاطره بزار فراموشش کنم

کاشکي مي شد ستاره تُ يه جوري خاموشش کنم

کاشکي مي شد ديگه صدات يه جور به گوشم نرسه

کاشکي مي شد يه جورايي راهها از هم جدا بشه

ببين هنوز اسم تو رو گوشه ي قلبم مي بينم!!

به ياد خاطراتمون هنوز واست گل مي چينم!!

هر روز به ياد اون روزها به حافظم سر مي زنم

يه فال حافظ مي گيرم اون وقت به جاش من مي ميرم

چي شد ازم گذشتي و حتي به خوابت نمي يام

زدي شکستي قلبم و گفتي که ديگه نمي خوام

فکر نکني سراغتُ از قاصدک نمي گيرم

تو آسمون ستاره اي براي تو نمي چينم

هنوز سئواله واسه من چي شد گذشتي از دلت

چي شد نيومدي ديگه سر قرار هر شبت

روز وداع عشقمون من مي دونم يادت مي ياد

فقط با عذر ساده اي گفتي خدا هم نمي خواد!

فکر نکني نبخشيدم واست دعا نمي کنم

وقتي مي رم پيش خدا تو رو صدا نمي کنم

فکر نکني حالا مي خوام بازم بياي سراغ من

باشي مثِ گذشته ها تک گل سرخ باغ من

دلت رو ديگه پس دادم شايد بشه مال کسي

شايد هم از ما بهترون بشه برات هم نفسي

اما يادت بياد عزيز اگه يه روز پر کشيدم

با قاصدکهاي دلت به آسمون سر کشيدم

بيا سر مزار من گل بفرست هنوز واسم

اما يادت بياد که من هنوز برات دلواپسم