نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٥


مث آينه شکستم

مث آينه شکستم ، تو نديدي

صداي شکستنم رو نشنيدي

يادته بهت مي گفتم نمي موني

ديدي آخرش به حرف من رسيدي

پيچکاي باغچه مون خشک شدو پژمرد

خاطرات ما رو توي قصه ها برد

دلي که حتي به حرفاي تو خوش بود

ديدي آخرش چه جور تو دست تو مُرد

منو دادي به بهانه ، به يه حرف عاشقانه

چه فروختي من و آسون ، زير قيمت هيچ و ارزون

آروم آروم بازي بازي ، زندگيم دادي به بازي

ما که باختيم و تموم شد ، الهي خودت نبازي

تو نبودي ، تو نديدي ، بغض و هق هق نشنيدي

واسه بودن تو موندم ، تو چه بيخيال پريدي

رفتي و زدي شکستي ، گلدون اقاقيا رو

چه کنم با باغ بي گل ، باغ سرد بي بهارو....