نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٥

هي نشين غصه نخور

هي نشين غصه نخور, رفته که رفته

اگه دوستت داشت نمي رفت اون که رفته

هي نشين چشم به راه رفته که رفته

اگه عاشق بود نمي رفت اون که رفته

بي خيالش مگه تو چند سال جووني

بي خيالش مگه تو چند سال مي موني

بي خيالش اينا رسم روزگاره

همه شون کار خداست حکمتي داره

ياد حرفاي قشنگش ميدونم مثل يه داغ

اون دلت خيلي گرفته, شده قلبت پاره پاره

اون که رفته ديگه رفته, ديگه اون دوست نداره

ديگه دست بردار عزيزم, برو سوي عشق تازه

هيچ کسي نمي دونه توي دلت چي ميگذره

حرفات اندازه کوه ,پر غروري ,خيلي ساده

اون که رفته ديگه رفته ديگه برگشتن نداره

اگه دوست داشت نمي رفت حتي واسه ي يه لحظه