نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٥

جاي تو خالي ست

چقدر جاي تو خالي ست

کجاست لحظه ديدار

ميان بغض، سکوتي از جنس فرياد است

بيا، که ديده، تو را آرزوي ديدار است

تو از قبله نوري، من از تبار صبوري

تو از سلاله عشقي، من از ديار نياز

من از نگاه مانده به در خسته ام، عزيز رويايي

تويي نشسته به فردايم، بگو که مي آيي

اگر نگاه منتظرم را گواه مي خواهي

اگر شکسته دلي را بهانه ميداني

اگر سکوت غريبانه آيت عشق است

اگر صبر، صبر، صبر، بهاي ديدار است

به جان غنچه نرگس تو را خريدارم

نشان ده مهر تو بر دل، به شوق ديدارم

من عاشقانه تو را در نماز از خدا مي خواهم

شکوه نام تو را خوانده ، باز مي خوانم

هزار پنجره از اين نگاه لبريز است

بگو بگو که وقت طلوع ستاره نزديک است