نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٥

براي کسي که مرا آتش زد و خود ندانست

گفتمش چاره غم داني چيست؟

گفت: اشک از غم تو مي کاهد

گفتم : افسوس ، غم از حد بگذشت

گريه هم خاطر خوش مي خواهد!؟

کاش اين درد که در سينه من پنهان است

آتشي مي شد و مي سوخت مرا

با که گويم که پس از عمري ، دوست

شيوه ي دشمني آموخت مرا ؟

اي آفتاب پاک صداقت ، در من غروب کن.؟