نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٥

چشمات


اگه چشمات نبودن، دنيا اين رنگي نبود

رو لب پرنده ها،ديگه آهنگي نبود

اگه چشمات نبودن،آسمون آبي نبود
ُ
گلاي ياس ِ سفيد، توي ِ هيچ خوابي نبود

اگه چشمات نبودن، شب ِ مهتابي نبود

پشت ِِ اَبراي ِ دلم ديگه آفتابي نبود

اگه چشمات نبودن، کي واسم گريه مي کرد

دل ِ من وقتي شکست، به کجا تکيه مي کرد

اگه چشمات نبودن،کي با من سفر مي کرد

واسه جشن ِ ماهيا کي ماهُ خبر مي کرد

اگه چشمات نبودن، کي ُگلا رو آب مي داد

واسه گنجشک دلم کي يه جاي ِ خواب مي داد

حالا چشمات با َمَنن که هنوز نفس دارم

جُرأت پر کشيدن از توي ِ قفس دارم

ديگه چشماتُ نگير،که من آزُرِده ِبشم
ِ
مث ِ ُگل تو فصل يخ،زردُ پژمرده بشم

تا که چشماتُ دارم شعراي تازه ميگم

همش از پنجره اي،که به روم بازه مي گم