نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۸٥

براي تو مي سرايم

 
بيا تا تا نقش رويت را به نقشي از طلا گيرم
 
بيا تا خاك راهت را به روي ديده ها گيرم
 
بيا تا بر جمال تو گل ريحان نشانم من
 
بيا كز ساغر چشمت شراب جان فزا گيرم
 
بيا كه ديده خون بارد ز بس كه در رهت ماندم
 
بيا تا خاك اقدامت به جاي توتيا گيرم
 
بيا كه بي تو تنهايم  دلم بي اشنا باشد
 
بيا تا من در اغوشت بردل  اشنا گيرم
 
بيا كه پايابم برفت ز هجر رخ تو اميدم
 
من احوالت ز كه پرسم سراغت از كجا گيرم
 
بيا در محفل ليلي كه كام دل بر اري تو
 
بيا اندر كنار من كه از دل صد نوا گيرم
 
بيا كه انتظار تو را دارم ...