نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٥

تو مي روي زمن

تو مي روي زمن، من زديگران غربيه مي شوم

در اين سراي انتظار پر از گلايه مي شوم

تو مي روي به سرنوشت من انتظار مي شوم

زناله هاي نبودنت منم که ديوانه مي شوم

تو مي روي و دل من مي شود ز ديگران جدا

ز لحظه هاي نبودنت کار دل شده خداخدا

تو مي روي من خيره مي شوم به انتظار

ز غم دوريت دل را پراز ترانه مي کنم

تو مي روي من پراز بهانه مي شوم

زنگاهاي ديگران پر از کنايه مي شوم

تو مي روي به زندگي من ز دنيا غريبه مي شوم

تو مي روي و مي روي...

من زنبودنت پر از شعله هاي غم مي شوم

در اين دنيا بي حصار پر از انتظار مي شوم

تو مي روي من بي تو خزان مي شوم

ز غم نبودنت من برگي بي پناه در دست خزان مي شوم

تو مي روي و مي روي...