نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٥

تنهايي من


تنهايي من پاکترين و باوفاترين ياري است که در تمام زندگي پيدا کرده ام.

تنهايي من با شادي هاي من شاد مي شود و با غم هاي من غمگين.

تنهايي من هيچ وقت مرا تنها نگذاشته است.

من هرگز تنها نبوده ام چون هميشه تنهايي من در کنار من بوده است.

در فرهنگ تنهايي من خيانت جايي ندارد.

تنهايي من به آساني به دست نيامده است.

تنهايي من از انتهاي يک کوچه مه گرفته و غمگين با ناز و کرشمه به سمت

من تنها آمده است.

تنهايي من با تمام چيزهايي که در خود دارد مرا تنها نمي گذارد.

در تنهايي من، غم ، اندوه، عشق،شادي،خاطرات و من جاي گرفته است.

در تنهايي من هميشه مي توان صداي موسيقي را شنيد.

در تنهايي من هميشه فيلمي براي ديدن وجود دارد.

در تنهايي من هميشه کتابي براي خواندن هست.

در تنهايي من اشک همچون مرواريدي مي درخشد.

من تنهايي خود را دوست دارم.

چون با وفاترين ياري است که در تمام زندگي پيدا کرده ام...