نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٥

خدا حافظ

ازاين جا که پرازغمه خسته شدم مي خواهم برم

قلبم و که دادم به تو ديگه بايد پس بگيرم

موندن هرگز

خداحافظ

ديگه ميرم

اگه يه روزدرداي دنيا بريزه توقلب من

ستاره ها خاموش بشن توآسمون شب من

من ميميرم

ديگه ميرم

خداحافظ

ديگه رفتم

پايان ثانيه منم

هرجايي ساعت ببينم

عقربه هاشو ميشکنم

حتي نشد واسه يه بار

من بدي ياتو خوب کنم

خورشيد وکشتم تا ديگه

 خودم بجات غروب کنم

دل ميسوزه

ازم نخواه بيشترازاين اسير اين قفس باشم

هيچي نمونده ازدلم خاکستر دو آتيشم

ريزه ريزه

دل ميسوزه

خسته شدم

دلم گرفته اين روزا غم خونه کرده تو صدام

بارون غصه انگاري مي باره تو ترانه هام

عاشق بودم

خسته شدم

خسته شدم

ديگه ميرم

گريه نکن

دل بيا بريم

ازعشق ديگه نگيم

درد عشقي که کشيديم

جزخدا به کسي نگيم