نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٥

باوركن

باور کن که دوستت دارم

اي تنها بهانه براي زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دارم ....

اي اميد و آرزوي من ، دنياي من دوستت دارم....

اي تو به زيبايي يک گل سرخ ، به پاکي يک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار

دوستت دارم....

اي تو فصل بهارم ، هميشه يارم ، همدم اين دل پاره پاره ام دوستت دارم....

اي تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستي و تار و پودم دوستت دارم....

اي تو طلوع زندگي ام ، ناجي لب تشنگي ام دوستت دارم....

اي تو عشق زندگي ام ، هميشگي ام ، ماندني ام دوستت دارم....

دوستت دارم و خواهم داشت اي که تو لايق اين دوست داشتني .....

عاشقت مي مانم و خواهم ماند اي که تو ليلي اين دل ديوانه اي....

به خاطرت جانم را ، زندگي ام را ، فدايت مي کنم ، نثارت ميکنم ......

دوستت دارم که چشمهايم را قرباني نگاهت ميکنم ....

اگر مي گويم که دوستت دارم از ته دلم مي گويم ، از تمام وجودم مي گويم!

باور کني ، باور نکني يک کلام! دوستت دارم.........

به خداخيلي دوستت دارم