نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٥

با من


با من که تنها عاشق چشماي مست و نازتم

با من که هر جا که باشم عشق تو رو داد ميزنم

با من که توي آسمون عکس چشاتو ميکشم

با من که از پشت نگات طلوع خورشيد ميبينم

با من که در فراغ تو قاب چشام ابري ميشه

با من که لحظه وداع غم توي قلبم ميشينه

با من که بين آدما فقط تو رو جار ميزنم

با من که تا نفس دارم ز عشق تو دم ميزنم

با من که جاي خوبيهات قلبمو هديه ميکنم

با من که از خود خدا قول رسيدن ميگيرم

با من که تنها همدمم آغوش عکساي توئه

با من که بهترين دمم لحظه گريه کردنه

با من که جاي خنده هات بوسه به لبهات ميزنم

با من که اسم نازتو روي دلم حک ميکنم

با من که نذر هر شبم فال چشاي مستته

با من که شعر عاشقيم اسم تو رو داد زدنه

با من بمون عروسکم با من بمون ترانه ام