نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٥

چه جور دلت اومد


اخه چه جور دلت اومد

تنهام بزاري و بري

اخه مگه حرفي زدم

زخم زبوني من زدم

اره همش بهونه بود

مسئله يار ديگه بود

دلت هوايي شده بود

كارم از كار گذشته بود

برو با يارت عزيزم

رها كن اين تن من رو

الهي صد ساله بشه عشق قشنگت عزيزم

اما يك قول به من بده

يارت رو تنها نزاري

كه مثل من اسير بشه

اواره از خونه بشه

من هم يك قول بهت ميدم

يه روز فراموشت كنم

قلبمو سنگيش بكنم    

عشقت رو خاكستر كنم

اگه يك روز خواستي گلم

كسي رو نفرينش كني

بگو كه مثل من بشه    

زجر جدايي بكشه

اخه چه جور دلت اومد