نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ خرداد ۱۳۸٥

به تو عشق ورزيده ام

هميشه به تو عشق ورزيده ام

از ان هنگام که زمان اغازيدن گرفت

از ان هنگام کهباران باريدن گرفت

از ان هنگام که درد عشق تو را احساس کردم

بسيار شاد بودم

و ما از اشتياق هم ترسيده بوديم

من هميشه به تو عشق ورزيده ام

هيچ کس ديگري در ميان نبود

تو را نشناختم پيش از انکه خود را بشناسم

اه! عزيز من! من هميشه به تو عشق ورزيده ام

تو بسيار نزديک براي اسايش من بودي

بسيار دور از دسترس بودي

به دوراز دست گام بر مي داشتي

بايد تو را نگاه مي داشتم

من هميشه دوست دارم

و هنگامي که تو مرا صدا کني اين مرا به گريه مي اندازد

ما هرگز زمان را براي ((تو و من)) نساختيم اگر من همه انها را دوباره زنده

کنم.

من هرگز نمي گذاشتم که پايان يابد

من هنوز با تو بودم

اه خدا من تو را دوست دارم

با وجود اينکه ماراه هاي جدا گانه اي را ميرويم

هرگز ديدن رويا درباره تو را پايان نمي دهم

من هميشه به تو عشق ورزيده ام.