نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٥

چشماي غمگين


چشماي غمگينتو وا کن ببينم نازنين

چرا دل شکسته اي برات بميرم نازنين

پشت پلکاي تو بارون داره نم نم مي باره

باروني نشه چشات ، بي تو غريبم نازنين

من دوسِت دارم و تو ، چشماي نازنينت مي ميرم

وقتي نيستي اين نگاه عاشق و از کي بگيرم نازنين

شونه هام پيش کش تو ، ارزونيه دلواپسيت

هر چقدر دلت مي خواد گريه بکن ، به پات مي شينم نازنين

عاشقونه عاشقي کن که تو دنياي دلت

واسه مهربونيات يه عمر، اسيرم نازنين

از تموم دار دنيا تو فقط موندي واسم

دستاي خوب تو بود ، که شد نصيبم نازنين

عاشق چشماي تو ، چشماي تنهاي منه

دوست دارم که بدوني ، عاشقترينم نازنين

شونه هام پيش کش تو ارزونيه دلواپسيت

هر چقدر دلت مي خواد گريه بکن ، به پات مي شينم نازنين...

قصه داره تموم ميشه ، مثل تموم قصه ها

فقط واسم دعا کنين ، اول خدا بعدم شما ...