نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٥

شادي حرومه

 
رفتم و تنهات مي ذارم

با يه دنيا گله

واسه دست کشيدن از عشقت

چاره شد فاصله

روزي که چشمات وديدم

چشم از همه بريدم

اما دريغ از عشق تو

ديگه تمومه

شادي حرومه

به قلب خستم

زدي نشونه

اي جونم   

ديگه نمي خوام

دل ديوونه

ازخاطراتم
 
چيزي بمونه

اي جونم

اي واي ازاون همه احساس

شدپرپرنگاه تو

حيف ازدلي که باجونم

ميرفت به راه تو

حالاکه دست دل سنگت

روشد واسه دل خستم

نمي خوام بدوني چشمامو

روي تو بستم

رفتي وقلبِ توتنهاست

بين اين همه سياهي

حالاببين بدون من چه سخته بي پناهي

روزي که دل کندي ازمن

گفتي آسونه رفتن 

اما دريغ از عشق ِمن

ديگه ندارم

عشق ِ به سينه

روقلبِ زخمي

نشسته کينه

اي واي

ديگه نمي خوام

بمونه يادم

عشق ِ سياهت

داده به بادم

اي واي