نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥

عاشقم

حالا باز دوباره من  تو کلام و قصه هاتم 

من دل شکسته بازم  رو پناه شونه هاتم

حالا با بغض تنم  باز دليل گريه هاتم 

بارون و هق هق گريم  چشم به روي گونه هاتم
 
خيلي وقته عاشقم عاشق سادگياتم  

تو بتي براي من ، من بت شکن فداتم
 
شبا آغاز مي شن  نغمه ها ساز مي شن 

پرياي گوشه گير  فکر پرواز مي شن

باز تولد منه  توي انتظار تو
 
اولين فصل منه  اولين بهار تو
 
خيلي وقته عاشقم ، عاشق سادگياتم  

تو بتي براي من ، من بت شکن فداتم
 
من و مي شناسي عزيزم ، من همون عاشق خستم       

اسم من مونده به يادت ، يا که از ياد تو رفتم
 
بيا امروز و سفر کن ، واسه فردايي دوباره        

خستگي هامو تو در کن ، توي دنيايي دوباره
 
خيلي وقته عاشقم ، عاشق سادگياتم  
 
تو بتي براي من ، من بت شکن فداتم