نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٥

اينجا مکان عشقه

توقف کينه مطلقا ممنوع!!!!
 
همسفرم ميشي؟آره با توام.با خود خودت.

کجا ميرم؟

يه سر ميرم به مکان عشق، يه سفر رويايي به جايي که فقط

جاي پاکي هاست.همون جا که بلرزه، مي تونه زندگيتو بلرزونه.وقتي بسوزه

ميتونه آتيشت بزنه، وقتي بگيره مي تونه دليل مبهم باريدن بي اختيار

چشمات مثه ابر بهار شه.اون جا که اگه بشکنه ، آه ناخواستش ميتونه قدرت

سحر و جادو بگيره.اون جا که مهرش افسون ميکنه.همون جا که اگه از

عمقش چيزي رو از خدا بخواي، اگه خيرت، تو اون خواسته باشه ،استجابتش

رد خور نداره.

اون جا که يه وقتا يي فقط تو هستي وخدا ، سکوت و انعکاس زمزمه های

دعا و همه چشم اميدت به خونه خداست اون جا که گاهي عيارصميميت با

خدا اون قدر بالاست که قيمت نداره.

اين جا همون مکان عشقه.

جاي باشکوه ترين و زيباترين احساسات.بايد عشق از خود، بي خودت کنه.

جاي بزرگنمايي قضاوت هاي ناعادلانه و گير دادن به انديشه هاي منفی

نيست.

يادت نره خونه دلت، مکان عشقه.

اين جا مهربون ترين عضو وجودته.جايي که فقط متعلق به عزيزترين هاست.

اگه تو هم مثل من مي خواي سبک شي ، اگه مي خواي طعم شيرين

پروازو خودت بچشي بيا همين حالا با من همسفر شو.

چشماتو ببند فقط اراده کن.از خودت شروع کن تا آخرين کسي که هميشه

محال بتوني ببخشيش.

يادت باشه محال بي معنيه، قبول دارم ممکنه خيلي آسون نباشه، حتي اگه

معتقدي سخته، ميگم عيب نداره.

بذار يه سختي به سختي هاي زندگيت اضافه بشه، ولي در عوض رنگ

زندگيت عوض ميشه.

عشق در قلب ما امانت گذاشته نشده تا زير گردو غبار کدورت و بي مهری

بوي نا بگيره.

عشق عطري داره که همه رو مست مي کنه ، حيف نيست که تو جاش اون

قدر بمونه که بي مصرف و بي خاصيت بشه.

و عشق همون جادوي است که راهش هميشه بازه.قدرتش نا محدود

وعميق و نفوذش معجزه ميکنه و اگه خالص باشه، هيچي جلودارش نيست

چون کل موانع رو تو چشم بهم زدني ذوب ميکنه.بيا نذاريم از گذشت لحظه

ها ، افسوس و سرزنش از دست دادنش باقي بمونه.به هيچ قيمتي اجازه

نديم نصيب ما از گذر لحظه ها پشيموني و بي خبري باشه.

بيا گذشته هاي دردناک و رها کنيم.اين جوري امروز قطعا يه روز ديگه

هست.امروز ديروز نيست امروز شروع تازه باقي زندگی

ماست...

به خاطر عشق ، جنگ بکن اما هيچ وقت اونو گدايي نکن