نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٥

حلقه زرد رنگ طلايي

تو اي حلقه زرد رنگ طلايي

که باز امدي امشب از پيش يارم

تو داني که از  دوري لاله  رويي

رخي  رعفراني  برنگ تو دارم 

تو امشب چو از پيش او باز گشتي

در رنج ها را بررويم  گشودي

ز بخت بد من تو هم خوار ماندي

قبولت نکردندو قابل  نبودي

تو بنشين امشب به چشمم نگه  کن

که تا بامدادان  گهر مي فشانم

مخور غم اگر بي نگيني  که از اشک

 بر وي تو صدها نگين مينشانم

بروي تو از قطره ي روشن اشک نشانم نگين ها ز الماس و گوهر 

ز خون دلم همچو گوهر تراشان

گذارم  بفرق تو ياقوت احمر

ولي باز بخت تو پيروز تر  بود

که چندي دلت شاد شد از وصالش

تو هم گريه کن بر سيه بختي من

که مي سوزم  از سوز تب با خيالش

تو بودي در انگشت او چند ماهي 

نبودت خبر کز غمش بيقرارم 

تو ديدي وصال و من دلشکسته

بقدر تو هم پيشش  ارزش ندارم