نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٥

اي  يار  نازنينم

اي  يار  نازنينم   که   هستي  يک   فرشته

فداي اون  چشمون  پر  از  اميد  و عشقت

همدم من تو  بودي   تو   روزاي  بي کسي

  توشادي و تو غصه   تو  عمق  دلواپسي

عکس قشنگت  حالا  کنار  من  تو  قاب

نوشتت ُ  يادمه   واسم   طلاي  ناب

ميخوام اينو  قاب کنم  بذارمش تو موزه

تا که همه ببينن دوستي با تو  چه  خوبه

هرگز  يادم نميره خوبي هايي که کردي

براي خنده  من  چه خنده هايي  کردي

درسته که هميشه من غرق فکرام بودم

اما به جون خودم کلي خاطر خوات بودم

اگه يه  روزي مد شد  آهنگ  بي وفايي

ولي تو فراموش نکني لحظه  آشنايي

چه نقش نازي داشتي تو قصه زندگيم

فداي اون  وجودت  بودي برام  بهترين

آدماي بي ريا  خيلي  کمن   تو دنيا

يا اوج آسمونن يا پشت ماه يا دريا

اما   نبودي بين کهکشون و  ستاره

من تو رو پيدا کردم بذار بکن محاله

تو هفت آسمونم مثل تو پيدا نميشه

ميخوام بگم پيشم بمون ولي نگو نميشه