نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٥

از تو مهربانتر کيست

از تو مهربا نتر کيست که دردهايم را با او در ميان بگذارم و زخمهاي دلم را

پيش رويش بشمارم؟

از تو آيينه تر کيست که هزار توي روحم را به من نشان دهد،بي آنکه

سرزنشم کند؟

در شبهايي که ماه و ستارگان و آتشکده ها و فانوسها هر يک به سويي می

گريزند،جز تو چه کسي شمعي در دلم روشن مي کند؟

خوبا،مرا به خاطر همه ي نامه هايي که براي تو نوشتم،ببخش!مرا به خاطر

همه ي آوازهايي که براي تو نخوانده ام،ببخش

من مي توانستم در يک بعد از ظهر زيبا شاخه اي گل به تو بدهم،اما پاييز

اجازه نداد

بهترينا،صدايم راببخش!لبهايم را ببخش!اشکهايم را ببخش

از تو مهربانتر کيست که سرگذشت دستهايم را برايش بنويسم و از فاصله ها

گله کنم؟