نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٥

شور عشق

به شيدايي به شور عشق

به مجنون پرُ آوازه

به قطره قطره ي باران

به گلبرگ تر و تازه

به هر يادي که در خاطر

به يادت بسته شيرازه

به چشمانت که مي دوزد

نگاهم را به دَروازه

تو را من دوست مي دارم

نمي دانم، نمي دا نم چه اندازه

به گل هايي که مي رويد

بهاران در دل صحرا

به دشت سينه عاشق

که مي سوزد زهجران ها

به سوگند دو دل با هم

که مي بندند پيمان ها

به گرمايي که مي بخشد

نگاهي بر دل شيدا

تو را من دوست مي دارم

به آبي وسعت دريا

به اشک شوق ديداري

به پايان شب هجران

به مستي و صفاي مي

به شور و عشق بي پايان

به غوغاي دل عاشق

به صبح وصل مشتاقان

به لحظه لحظه با يادت

که آرامش دهد بر جان

تو را من دوست مي دارم

ميان جمله ي خوبان

كاش مي شد اشك را تهديد كرد ِ مدت لبخند را تمديد كرد ِ

كاش مي شد از ميان لحظه ها ؛ لحظه ديدار را نزديك كرد