نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٥

نگاه معصومت

ديشب چشم هايم را بر هم گذاشتم و آرزويي در دل کردم آرزويي هر چند

بچه گانه هر چند از روي دل هر چند مي دانم ممکن است به آرزويم نرسم

ولی حتي اگر به آرزويم نرسم! من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کني با تو

هستم و خواهم بود هرگز تو را فراموش نخواهم کرد حتي اگر فاصله ها

باعث دوري ديده ها گردد هميشه در دلم خواهي ماند جايي که جاي هيچ

کسي نيست بجز تو و هيچ کسي نمي تواند جاي تو را در دلم بگيرد...

نگاه معصومت در ياد من هميشه جاويد است براي هميشه