نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٤

خيال کردم

خيال کردم يه عمر با من مي مونه  

گمون کردم واسم يه همزبونه

نگفته بود پي يه عشق ديگس

تا تحقير بشم و دل بسوزونه

نگفت به فکر فرصتي دوبارس

براي دل بريدن فکر چارس

نگفت به فکر تحقير نگامو

شکستن غروري پاره پاره اس

حالا به مرگ من راضي نميشه

مي خواد جون بکنم واسش هميشه

به اون ظالم بگين نفرين اين دل

تا زنده ام به راه زندگيشه

درسته کولي و بي کس و کارم

ولي واسه خودم خدايي دارم

براي ديدن روز عذابت

دارم ثانيه ها رو مي شمارم...