نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٥

 گفته بودم تو نباشي من نيستم

گفته بودم تو نباشي من نيستم

زين پس مهربانم بي تو من كيستم

اي همه كسم در دوران بي كسي

اي كه نفسي ،وز پي هر نفسي

اي همه مهرباني ،اي همه خوب

اي كه وجودم بسته به وجود توخوب

اي كه صبوري فراغت آن من

اي كه داغ عشقت بر پيشان من

من بعد طليعه دارعشقت هستم

چشم به ره،مجنون ديدارت هستم

من بعد كوچه انتظار را هر روز آبپاشي كنم

من بعد باغ شقايقها را باغباني كنم

من بعد خار رز را به دل مي خرم

من بعد رنج بار فراغت را به دل مي برم

من بعد عشقت را در گل شيپور فرياد زنم

من بعد رنگ رنگين كمان را برهم زنم

من بعد راز عشقت را با گل شب بو نجوا كنم

من بعد دل خود را با دل پروانه همراه كنم

من بعد مهربانم شاه بيت شعرهايم مهرباني است

من بعد بانوي عشق ،نام تومظهر هر بي زباني ست