نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳۸٥

تو را انتخاب كردم


به نام عشق و زندگي تو را انتخاب كردم

من از در خونه دل همه رو جواب كردم

گفتم براي چيدنت گلي از گلزار بهشت

ديگه به اميد خدا ميرم به سوي سرنوشت

زدم به قلب زندگي براي انتخاب يار

قرعه به نام تو زده سهم من و اين روزگار

عاقبت يار ديگه خوب و بدش به دست توست

بذار كه سربلند باشيم شكست من شكست توست

من دوست دارم را به تو راحت گفتم

گفتم ولي از روي صداقت گفتم

گاهي وقتي كه مي خوام به ياد تو گريه كنم

اشـــك بيكسي من گونه هامو مي سوزونه

تا مياد خنده ي رو لب هاي من جون بگيره

ياد چشمات روي لبخند من و مي پوشونه

جاي خاليت مثل يك خار توي چشمام ميشينه

كور ميشه بي تو انگاري دنيا رو نميبينه

در و ديوارهاي خونه از تو داره صد نشونه

گل هاي باغچه ميگيرن از فراق تو بهونه

كاش مي شود با مهربوني پُـر كنيم فاصله ها رو

من مي خوام اما چه فايده دل تو نا مهربونه

من مي خوام اما چه فايده دل تو نا مهربونه

جاي خاليت مثل يك خار توي چشمام ميشينه

كور ميشه بي تو انگاري دنيا رو نميبينه

من كه چون شمعي به شام تار تو افروختم

هر چه كردي با دلم از شكوه لب را دوختم

روز شب بوده دعايي من سلامت بودنت

پس چرا آتش شدي از شعله هايت سوختم

خيلي دوست دارم