نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٥

حرف شب عيد

تو نيستي هفت سينم چيدن نداره

مي گن عيده ولي ديدن نداره
 
ببين قلبم شکست اما نترسي

ترقه بازي ترسيدن نداره
 
يکي خواستش دل و چيزي نگفتم

دل خالي که دزدين نداره
 
تو اين ديونه رو باز امتحان کن

ولي عاشق که سنجيدن نداره
 
مي گي شايد که خوابم رو ببيني

چشاي خيس که خوابيدن نداره
 
مي گم چشم تو باشه قبله من؟

مي گي چش که پرستيدن نداره
 
هواي چشمم امشب ابر ابره

وليکن ناي باريدن نداره
 
نگات کاش چشمه بود و مال من بود

حالا درياست و نوشيدن نداره
 
ازت خواستم بپرسم اما ديدم

جواب نه که پرسيدن نداره